تحلیل فریم به فریم تریلر اپیزود ویژه ی کریسمس شرلوک را از هووین بخوانید.
تریلر اپیزود ویژه ی کریسمس شرلوک پخش شد.یکی از لذت های تماشای تریلر ، تحلیل آن ها و حدس و گمانه زنی درباره ی وقایعی که می توانند در خود داستان رخ بدهند هست.هرچند این تحلیل ها همواره در مرحله ی گمانه زنی باقی می مانند و ممکن است بسیاری از آن ها اشتباه باشند (برای مثال به چندین اشتباه ما در تحلیل تریلر دکترهو که با پخش همین ۳ اپیزود تا اینجا، اشتباه بودنشان مشخص شده توجه کنید) ولی گمانه زنی فقط با مجموعه ای از تصاویر و دیالوگ های انتخاب شده توسط خود شبکه، واقعا کار دشواری است و طبیعی است خطاهایی در کار رخ دهند.به هر حال، با توجه به چیزهایی که در اختیار داریم، تلاش می کنیم تریلر اپیزود کریسمس شرلوک را بررسی کنیم.
اگر هنوز این تریلر را ندیده اید، آن را از اینجا تماشا کنید :
یا آن را از اینجا دانلود کنید.
زیرنویس اختصاصی تریلر را از اینجا دریافت کنید.
نکات پیش زمینه :
قبل از شروع تحلیل، باید به چند نکته توجه داشت :
- این اپیزود ویژه ، در لندن دوران ویکتوریایی رخ می دهد و قرار نیست هیچ پیوستگی خاصی با ۳ فصل قبلی و فصل های پیش روی سریال داشته باشد.موفات در توضیح آن گفته : “فرض را بر این گرفته ایم که کل ۳ فصل قبلی را اشتباه کرده باشیم و حالا ناگهان بخواهیم کار درست را بکنیم.در واقع از خود پرسیدیم اگر شرلوک با همین کاراکتر ها، در لندن قرن ۱۹ و در دوران کلاسیک کانن دویلی رخ می داد چه می شد، و بنابراین جواب همین سوال را در اپیزود داده ایم.این اپیزود همانطور که از نامش برمی آید یک اپیزود ویژه است و بنابراین در آن باید کار ویژه ای هم انجام داد.ممکن است هرگز دوباره چنین فرصتی برای ما ایجاد نشود و بنابراین باید نهایت استفاده را از آن بکنیم.”
- اپیزود کریسمس نوشته ی مشترک “استیون موفات” و “مارک گتیس” است.هر دوی این نویسندگان سابقه ی ده ساله ی نویسندگی در دکترهو را داشته اند و در عین حال، خالقین اصلی سریال شرلوک نیز محسوب می شوند.آن ها قبلا فقط یک بار(به همراه استیو تامپسون) در اپیزود “نشانه ی ۳” یک فیلمنامه را به طور مشترک نوشته اند و این اولین بار است که خودشان تنهایی و به همراه هم ، یک فیلمنامه را می نویسند.غیراز نشانه ی ۳، این دو هرکدام در فصل های پیشین شرلوک ۳ اپیزود دیگر نیز نوشته اند.موفات اپیزود های “پرونده ی صورتی” ، “رسوایی در بلگراویا” و “آخرین تعظیمش” و گتیس اپیزود های “بازی بزرگ” ، “درنده ی بسکرویل” و “نعش کش خالی” را نوشته است.
- این طور که از شواهد و اخبار پشت صحنه بر می آید، اندرو اسکات در نقش پروفسور موریارتی( و نه جیم موریارتی سریال) در این اپیزود حضور خواهد داشت.همچنین از میان بازیگران مکمل، حضور دوباره ی روپرت گریوز(لستراد) ، لوییز بریلی(مالی) ، جاناتان اریس(اندرسون) ، اونا استابز (خانم هادسون)، آماندا آبینگتون (مری واتسون) و دیوید نلیست(مایک استمفورد) قطعی است.بین این اسامی به خصوص حضور مایک استمفورد مشکوک به نظر می رسد.چرا که او طبیعتا نقش خاصی به جز آشنا کردن شرلوک هولمز و جان واتسون به عنوان یک دوست مشترک نداشته.
- اپیزود توسط داگلاس مکینون کارگردانی شده (او کارگردان اپیزود ویژه ی کریسمس امسال دکترهو نیز خواهد بود) و مدت زمان آن ۹۰ دقیقه خواهد بود.بودجه ی ساخت اپیزود سه میلیون و پانصد هزار یورو برآورد شده که با توجه به همکاری کمپانی هایی مثل هارتزوود فیلم و مستر پیس در کار ساخت آن با بی بی سی و بین المللی شدن شرلوک، طبیعی به نظر می رسد.اپیزود روز کریسمس(۲۵ دسامبر) از شبکه های بی بی سی ۱ و بی بی سی آمریکا پخش خواهد شد.
تحلیل تریلر
تریلر با تصویر زیر در منزل هولمز در پلاک ۲۲۱ بی خیابان بیکر استریت آغاز می شود و مونولوگی که هولمز بیان می کند : “صحنه آماده شده.پرده کنار می رود! ما آماده ایم که شروع کنیم.”
از آن جایی که مری واتسون در این اپیزود حضور دارد، بنابراین داستان آن بعد از “نشانه ی ۴” کانن دویل رخ می دهد و همچنین ، جزء آن دسته داستان هایی نیست که واتسون ماجراهای پیش از عروسیش را روایت می کند.بنابراین واتسون دیگر در این خانه ساکن نیست و تنها به عنوان دوست و همراه و شاید از روی کنجکاوی – که انگیزه ی محرک واتسون برای همکاری با هولمز در بسیاری از پرونده ها بود- با کارآگاه همراه شده است.مری نیز با لباس عزا در سکانس دیده می شود که بعدا درباره ی او بیشتر بحث خواهد شد.لوکیشن، همان لوکیشن منزل هولمز در سریال اصلی است که البته برای این اپیزود خاص بازچینش شده است.
![1]()
سکانس بعد، نمایی کلی از لندن قرن ۱۹ را نمایش می دهد.همانطور که گفته شد با توجه به همکاری هارتزوود فیلم و مسترپیس با بی بی سی در ساخت شرلوک و تبدیل شدن آن به اثری بین المللی در حد و اندازه های سینمایی، کیفیت بالای تولید و دکوپاژ امری طبیعی است.
![2]()
در سکانس بعد، هولمز را به همراه روپرت گریوز در نقش لستراد می بینیم.باید تا پخش اپیزود صبر کرد و دید که آیا لستراد در این اپیزود خاص و ویژه، به کاراکترش در داستان های کلاسیک کانن دویل نزدیک تر شده یا همچنان مانند سریال یار شفیق و دوست نزدیک هولمز محسوب می شود؟ با توجه به اینکه موفات تاکید کرده این اپیزود شامل همان کاراکترهای سریال اصلی و تنها در لوکیشن و عصری قرن نوزدهمی خواهد بود، مورد متاخر محتمل تر به نظر می رسد.
![3]()
در سکانس بعد می بینیم که احتمالا عکسی از هولمز و لستراد گرفته می شود.
![4]()
نکته ی عجیب درباره ی این سکانس، شباهت خاص آن به سکانس ابتدایی فیلم “َشرلوک هولمز” ساخته ی گای ریچی در سال ۲۰۰۹ است.این شباهت ها میان این تریلر و آن فیلم، به همین جا ختم نمی شوند و وجود یک فرقه ی عجیب و حضورشان در دخمه ها و عناصر ماوراءالطبیعه ی تکرار شونده در تریلر، عینا به خاطر آورنده ی عناصر زیادی از فیلم نخست شرلوک هولمز گای ریچی هستند.در آن فیلم، کاراکتری به نام “لرد بلک وود” معرفی شد که موسس یک فرقه ی فراماسونری بود و با به اصطلاح جادو ولی در حقیقت حقه هایی علمی، افراد خود را در ترس و وحشت از خود فرمانبردار نگاه می داشت و از قضا هدف او نیز همانطور که در این تریلر می بینیم، ترور و عملیات هایی متخاصمانه بود.لرد بلک وود در واقع اقتباس شده از هیچکدام از کاراکترهای کانن دویل نبود و داستانی مشابه این داستان نیز در ماجراهای اصلی شرلوک هولمز به چشم نمی خورد (هرچند شاید بتوان از نظر شخصیتی و نقشه کشی تا اندازه ای او را با گریمزبی رویلات از داستان “نوار خال خال” مقایسه کرد).به نظر می رسد هدف گای ریچی از گنجاندن یک فرقه ی فراماسون و عناصر ماوراءالطبیعه در آن فیلم، به جز چالش خاص و منحصر به فرد تقابل شرلوک هولمز با جادو ( که در درنده ی بسکرویل از کارهای کانن دویل نمونه اش را شاهد بودیم) ، ارجاعی باشد به سال های پایانی زندگی دویل و علاقه و کشش او به ماوراءالطبیعه(دویل حتی کتابی مشتمل بر ۱۸ داستان ماورایی کوتاه نیز منتشر کرده است و در انجمن های احضار روح فراوانی نیز حضور داشته و از آن ها حمایت مالی می کرده). باید دید آیا هدف موفات و گتیس از جای دادن سکانس های فروانی که حضور جادو و انجمن های سری را به ذهن متبادر می سازد، همین ارجاع به سال های پایانی کانن دویل بوده یا تکرار چالش تقابل هولمز با جادو و ترس و وحشت مانند درنده ی بسکرویل یا ماجرای دیگری در جریان است.
بگذریم…سکانس بعد دکتر واتسون را نمایش می دهد که ظاهرا در حال بازرسی وسیله ای خاص است و از آن نمی توان چیز زیادی دریافت :
![5]()
سکانس بعدی اما حائز اهمیت است.زنی به هولمز چنین می گوید : “تو قول دادی ازش محافظت کنی.تو قول دادی”
![6]()
و بعد چهره ی متحیر و هراسان هولمز را می بینیم :
![7]()
به نظر می رسد هولمز قول محافظت از شخص مذکری را داده و در این امر شکست خورده.
داستان های زیادی وجود دارند که هولمز متضمن محافظت از کسی می شود.ولی در اکثریت آن ها این شخص مونث است و در اکثریت آن ها نیز هولمز پیروز می شود.به عنوان نمونه می توان از “نوار خال خال” یا “آلش های سرخ” نام برد که در هر دو، شخص مونثی از هولمز استمداد می کند و در هر دو، هولمز سر بلند از پرونده بیرون می آید.از این میان اما به طور خاص می توان به “پنج هسته ی پرتقال” اشاره کرد که شخص مذکری برای طلب کمک نزد هولمز می آید و موضوع حیرت آوری از وقایع رخ داده برای عمویش و سپس پدرش مبنی بر فرستاده شدن پیامی مرموز با پنج هسته ی پرتقال و سپس قتل آنان به شیوه ای که به نظر یک تصادف باشد را تعریف می کند.هولمز قول امنیت و محافظت را به این مرد جوان می دهد و او را برای نجات جانش راهنمایی می کند.ولی در همان شب او نیز کشته می شود و این موضوع سبب برانگیخته شدن خشم هولمز می شود و تصمیم به گرفتن انتقام از این انجمن خاص و سری می گیرد.با این حال، دست تقدیر خود انتقام آنان را با غرق کردن کشتیشان در دریا می گیرد.البته باید توجه کرد ناهماهنگی هایی در این قضیه وجود دارد – که بزرگ ترین آن ها این است که شخص مذکور خانواده ی خاصی نداشته که این چنین زبان به شکوا از هولمز باز کنند و او را متهم به خلف وعده کنند! اما باید توجه کرد شرلوک همیشه کاملا وفادار به داستان های کانن دویل نبوده و اینطور که به نظر می رسد، این داستان، یک داستان تلفیقی از چندین و چند داستان کانن دویل باشد و بنابراین کاملا محتمل است که لااقل بخشی از این داستان حاوی عناصری از داستان “پنج هسته ی پرتقال” باشد.
سکانس های بعدی ، همان زن را به نظر در حال دویدن در یک هزارتوی پرچینی از خطر نشان می دهد :
![8]()
![11]()
و همچنین هولمز و واتسون را در حال دویدن به سمت یک عمارت :
![9]()
![10]()
از این سکانس ها می توان اینطور استنباط کرد که قاتل یا انجمن سری یا هرچیزی که پشت پرده ی قضایاست، در تلاش برای انجام قتل یا قتل های دیگری هم هست و هولمز و واتسون نیز در تلاش برای جلوگیری از آن.چنین پیرنگی بیش از هر چیز، رمان “دره ی وحشت” را به یاد می آورد که چهارمین و آخرین رمان کانن دویل از ماجراهای شرلوک هولمز بود.نکته ی حائز اهمیت این است که در این رمان، موریارتی نیز حضور داشت (البته این داستان، پیش از داستان “مساله ی نهایی” که داستان معرفی پروفسور موریارتی است رخ می دهد ولی بعد از آن نوشته شده و این موضوع موجب ناهماهنگی هایی غیر منطقی در کار کانن دویل شده.به طور مثال، از داستان “مساله ی نهایی” اینطور بر می آمد که واتسون نخستین بار است نام موریارتی را می شنود، در حالی که او می بایست در داستان دره ی وحشت نام موریارتی را شنیده باشد و با او آشنا شده باشد).در عین حال، همین تکرار تم های تاریک داستان “حلقه ی سرخ” را به یاد آدم می آورد.درنده ی بسکرویل اگر قبلا و در فصل ۲ در سریال ساخته نشده بود، گزینه ی بسیار مناسبی برای تطبیقش با این داستان بود، ولی کسی هرگز نگفته با ساخته شدن یک داستان در فصل های پیشین سریال، نمی توان از عناصری از آن در اپیزود های آینده استفاده کرد.می توان احتمال استفاده از عناصری از داستان “پای شیطان” را هم البته در این اپیزود و با توجه به همین تم های تاریک مطرح کرد.
در سکانس بعد، یک جمله ی پر تکرار کلاسیک توسط واتسون ادا می شود : “خب هولمز، مطمئنا باید یک تئوری داشته باشی”
![12]()
و سکانس بعدی، نمایی با رنگ پردازی خیره کننده از یک عمارت روستایی دیده می شود :
![13]()
داستان های شرلوک هولمزی زیادی در روستا رخ می دهند.از سیمای زرد و درنده ی بسکرویل بگیرید تا برق نقره ای و انگشت شست مهندس.هولمز در آلش های سرخ به واتسون خاطرنشان می کند که برای او، خانه ها و محیط های روستایی بسیار ترسناک تر و منزجر کننده تر از کثیف ترین و خطرناک ترین محلات شهری لندن هستند، چرا که در آن ها آدم های اغلب بی فرهنگ و بی سوادی درون یک محوطه ی محصور و اختصاصی زندگی می کنند و جنایت های فراوانی در این محیط های به ظاهر شاد می توانند رخ دهند که هیچ کس هرگز متوجه آن ها نشود.به نظر می رسد اپیزود سعی در تصویر کردن دید تاریک هولمز از محیط های روستایی داشته باشد و نه دید شاد عوامانه.
در سکانس بعد، هولمز چنین دیالوگی را به واتسون می گوید : “ما همه گذشته ای داریم واتسون.ارواح، اون ها سایه هایی هستند که هر روز آفتابی ما رو تعریف می کنند”
![14]()
داستان خاصی مرتبط به باج گیری که روحی از گذشته کسی را تسخیر می کند، “ماجرای کشتی گلوریا اسکات” است که از قضا، نخستین پرونده ی زندگی هولمز نیز بوده و مرتبط به گذشته ی او.البته باید تاکید کرد که به هیچ عنوان نمی توان گفت که این اپیزود بر اساس آن داستان ساخته می شود.ولی می توان احتمالاتی را مطرح کرد که عناصری از آن داستان در این اپیزود به چشم بخورند.البته، بسیاری از داستان های کانن دویل، از همان رمان نخستین “اتود در قرمز لاکی” بگیرید تا داستان هایی مانند “اشراف زاده ی مجرد” ، روح هایی از گذشته به تسخیر شخصیت های داستان برخاسته اند و وقایعی در گذشته ی کاراکترها موجب پیشروی داستان و انگیزه ی انجام بسیاری از اعمال می شود.
سکانس بعدی البته سکانسی طبیعی در ماجراهای شرلوک هولمز است : هفت تیر کشیدن واتسون! هرچند که خود هولمز قهرمان مشت زنی است و در شمشیر بازی هم خبره است، ولی او کم تر از سلاح استفاده می کند و واتسون که سابقه ی حضور در ارتش را هم داشته، اغلب بازوی نظامی گروه دو نفره ی آنان به حساب می آید.
![15]()
از ۲ شات بعدی چیز زیادی نمی توان برداشت کرد : شرلوک هولمز در یک کتابخانه و هولمز در حال دویدن درون راه پله ی احتمالا منزل خودش ( که در قصر ذهنی شرلوک اصلی سریال نیز وجود دارد)
![16]()
![17]()
ولی شات بعدی حائز اهمیت است.همانطور که قبلا پیرامون ارجاع به خرافاتی شدن کانن دویل در اواخر عمر و علاقه اش به ماجراهای ماورایی و همچنین تکرار تم تقابل هولمز و جادو از درنده ی بسکرویل و فیلم شرلوک هولمز گای ریچی صحبت شد، در اینجا نیز ظاهرا یک انجمن مخفی یا سری (یا شاید هم مجموعه ای از مجسمه ها که به این شکل خاص آراسته شده اند) را درون یک دخمه ی زیرزمینی می بینیم.
![18]()
سکانس بعدی یک مامور پلیس را که سوت می زند :
![19]()
بعد زنی سیاهپوش درون مه
![20]()
و سپس زنی سفیدپوش که ظاهرا مرده و سلاحی نیز در دستش به چشم می خورد
![21]()
سکانس اخیر به خصوص تا حد زیادی بحث بر انگیز است و دوباره بر وجود یک پرونده ی ترور یا قتل های زنجیره ای درون اپیزود صحه می گذارد.همچنین دیالوگ که هولمز ادا می کند : “هر هدفی، فداییانی داره.هر جنگی عملیات هایی انتحاری داره و اشتباه نکن…این یک جنگه”
این دیالوگ به وجود یک پرونده ی عظیم در سطح لندن اشاره می کند و البته وجود دخمه هایی و سکانس هایی با محیط های بسته در تریلر که هولمز و واتسون و گاهی لستراد در آن حضور دارند، بیش از همه داستان “انجمن مو سرخ ها” را به ذهن می آورد.ماجرایی که یک کلاهبرداری عظیم، تجمعات گسترده ی مردم و یک سرقت بزرگ بانکی را در بر می گرفت.
در سکانس بعد مری و جان واتسون را در کنار یکدیگر می بینیم و مری به دلیلی رخت عزا بر تن دارد :
![22]()
در سکانس بعد ، مردی را می بینیم که رو به کسی فریاد می زند : “بهم بگو چرا داری این کار رو می کنی؟ بگو کی هستی”
با حفظ این احتمال که ممکن است او این حرف را رو به شرلوک هولمز زده باشد، اما احتمال بیشتر را اینگونه باید در نظر گرفت که او این حرف را رو به تبهکاری- خواه پروفسور موریارتی یا هر ویلین اصلی داستان یا حتی یکی از فداییان و انتحاری هایی که هولمز پیش از این از آن ها سخن گفت – زده باشد.
![23]()
سکانس بعدی دوباره دخمه هایی زیرزمینی را نمایش می دهد که یا ممکن است به همان داستان ساخته و پرداخته ی ذهن گتیس و موفات مرتبط به موضوعات ماورایی مرتبط باشد و یا اینکه به پایان داستان انجمن موسرخ ها زیر زمین
![24]()
و در سکانس بعد، هولمز را می بینیم که از یک پنجره، بیرون را نگاه می کند .
![25]()
پنجره به طرز عجیبی در داستان های مختلف هولمز نقشی اساسی و تعیین کننده داشته.از داستان “سیمای زرد” بگیرید که ماجرا با یک چهره ی کریه از یک پنجره آغاز می شود تا داستان “مرد لب کج” که با تصادفی دیده شدن یک مرد توسط یک زن از درون پنجره آغاز می شود.
درباره ی مرد لب کج باید گفت با وجود اینکه ماجرای عظیم و بزرگ و یک جنگ تمام عیار درون لندن نیست، شباهت هایی به حرف های زنی که رو به هولمز گفت : “تو قول دادی اون رو نجات بدی ” دارد.در آن داستان زنی شوهر محترم خود را از درون یک پنجره در یک محله ی بدنام می بیند که به ظاهر تقاضای کمک می کند و وقتی بالا می رود، می بیند خبری از او نیست و فقط لباس هایش در رودخانه پیدا می شود و به این ترتیب از هولمز تقاضای کمک می کند.هرچند که وسعت این داستان – که در پایان مشخص می شود در آن خبری از هیچ جنایتی نبوده – برای ظواهر این اپیزود مناسب نیست، ولی دوباره می توان احتمال داد عناصری از آن در این داستان ویژه وجود داشته باشند.
در سکانس بعد، واتسون را می بینیم که از هولمز می پرسد: “چه چیزی تو را اینطور ساخته؟ “
![26]()
و بعد پاسخ هولمز : “اوه واتسون، هیچ چیز من رو نساخته….
![27]()
….من خودم رو ساختم . “
![32]()
در این بین، چند سکانس بسیار مهم می بینیم.
اولی، که اهمیت چندانی ندارد، هولمز و واتسون را در حال پیاده شدن از درشکه نشان می دهد.این سکانس در کلیپ پریویویی که ۲ ماه قبل منتشر شد نیز وجود داشت.
![28]()
ولی در سکانس بعد، یک جنازه را روی زمین می بینیم.حتی مرد یا زن بودن این شخص نیز مشخص نیست.ولی در این یک روز گذشته، بسیاری از شباهت مو ها و لباس ها تئوری پردازی کرده اند که این خانم هادسون باشد.
![29]()
کشته شدن خانم هادسون قدم بزرگ و عجیبی است.اما در اپیزود ویژه ای که هیچ تاثیری در پیوستگی روتین داستان اصلی سریال ندارد، کاملا ممکن است.و البته چهره ی متحیر و در عین حال پر از وحشت هولمز نیز تئوری مرگ خانم هادسون را تقویت می کند.
![30]()
البته همانطور که گفته شد، حتی جنسیت جنازه ای که روی زمین افتاده نیز مشخص نیست و کاملا ممکن است این شخص، هر کس دیگری باشد.در صورتی که این جنازه متعلق به یک قربانی دیگر باشد، چهره ی هراسان هولمز صحه بر وجود یک پرونده ی قتل های زنجیره ای یا یک پرونده ی ترور و ناکامی هولمز در جلوگیری از قتل می گذارد که به این ترتیب، دوباره تئوری وجود عناصری از “۵ هسته ی پرتقال” و “دره ی وحشت” تقویت می شود.
سکانس بعدی به طور خاصی حائز اهمیت است.هولمز اسلحه می کشد.![31]()
همانطور که گفته شد، با وجود تبحر خاص شرلوک هولمز در مشت زنی و شمشیر بازی ( و در عین حال تنبلی زیادی او در ورزش) ، او کمتر اسلحه می کشیده.در واقع شاید بتوان گفت تنها باری که او اسلحه کشید، در داستان “مساله ی نهایی” و روی پروفسور موریارتی بود.البته باید تاکید کرد که داستان “مساله ی نهایی” در اپیزود سوم فصل دوم سریال ساخته شده است.ولی حضور موریارتی ایجاب می کند که اگر نه تمام عناصر، لااقل بعضی از عناصر آن داستان در اینجا نیز ظاهر شوند.صحبت از تکرار صحنه ی معروف و تراژدیک سقوط از آبشار رایشن باخ نیست.بلکه تنها بعضی بخش های کوچک و بزرگی از آن داستان که هنوز در حضور های موریارتی در سریال انجام نشده اند.اگرچه شرلوک در اپیزود سوم فصل ۱ سری مدرن به روی موریارتی اسلحه کشید و سریال رسالتش در قبال این بخش از داستان کانن دویل را انجام داد، ولی این اسلحه کشیدن چنانکه توصیف شده بود درون خانه و به آن حالت خاص نبود و سکانس بالا بیش از هر چیز یادآور آن برخورد دو دشمن قسم خورده است.
سکانس های بعدی نماهایی دور و نزدیک از منزل هولمز را نشان می دهند :
![33]()
![34]()
سکانس بعدی هولمز را درون یک گالری نقاشی نشان می دهد که مجددا نقاشی قیمتی رمان دره ی وحشت را به یاد می آورد :
![35]()
سکانس بعدی مجددا مری را در لباس عزا به تصویر می کشد :
![e]()
در شات بعدی ظاهرا با توجه به اطلاعات آی ام دی بی، کاراکتری به اسم “ریکولتی” را می بینیم.تنها جایی که به این نام در داستان های کانن دویل اشاره ای شده، در داستان “آیین ماسگریو” بوده است.باید دید که آیا میان آن داستان و این اپیزود هم ارتباط خاصی وجود دارد یا خیر؟
![37]()
در سکانس های بعدی، در حینی که هولمز اسم و آدرس خود را بیان می کند، چندین سکانس فاقد اطلاعات خاص و ارزشمند را می بینیم :
لستراد و خانم هادسون در کنار هم (به نظر می رسد که این اپیزود نیز در ادامه ی مسیر سریال، سعی در مهم تر جلوه دادن خانم هادسون دارد.حتی در کلیپ پریویوی پخش شده از اپیزود، خانم هادسون از واتسون شکایت می کند که چرا او انقدر کم در داستان هایش حضور دارد و به نظر می آید تنها کاربرد او، چای آوردن باشد.در عین حال، به موهای خانم هادسون و شباهتش با جنازه ای که روی زمین افتاده بود توجه کنید.)
![38]()
هولمز در حال پیپ کشیدن در خیابان بیکر .در پس زمینه ی این سکانس واتسون و مری عزادار را در کنار شخص ثالثی می بینیم و به نظر می آید شاید پرونده ای شخصی برای واتسون پیش آمده باشد.
![39]()
شرلوک هولمز و ظاهرا یک زن – شاید مری- در حال دویدن درون همان دخمه های مرموز مورد اشاره :
![40]()
و هولمز با ذره بین معروفش که در سه فصل شرلوک خبری از آن نبود، در حال معاینه کردن چیزی
![41]()
سکانس بعدی مجددا هولمز را در میانه ی یک مراسم مذهبی عجیب -یا شاید بین تعدادی مجسمه- نشان می دهد
![seg]()
و بعد هولمز چراغ در دست، ظاهرا در حال رو برگرداندن از پنجره ای که قبل تر در همین تریلر دیده شد
![43]()
و یک نمای دیگر از لستراد، درون همان دخمه های زیر زمینیِ یاد آور سرقت از بانک انجمن موسرخ ها
![44]()
و بعد بالاخره هولمز را می بینیم که کلاهش را روی سرش می گذارد تا نام بندیکت کامبربچ بر صفحه نقش ببندد
![45]()
در سکانس بعدی، واتسون در دیالوگش، تاکیدی دوباره می کند بر رخ دادن این داستان خاص در قرن نوزدهم و یک کبریت را روشن می کند.
![46]()
هولمز درون خانه تاکید می کند که باید این جریان را -چه قتل های زنجیره ای باشد و چه عملیاتی تروریستی یا مذهبی- به پایان برساند
![47]()
و بالاخره سکانس پایانی و تاکید واتسون بر اینکه هولمز کلاهش را روی سرش بگذارد، تنها برای یادآوری این موضوع به مخاطب که شرلوک حتی در این اپیزود ویژه ی کلاسیک نیز نیمه ی طنزش را فراموش نکرده است.چنانکه خود موفات گفته : “طنز جزئی از شرلوک هولمز است و کسی که به جز این می گوید ، مطمئنا کتاب های هولمز را به درستی نشناخته است.”
![48]()
سخن آخر :
با این تریلر، فضا و اتمسفر خاص و تاریک اپیزود ویژه ی کریسمس به دستمان آمد.ظاهرا بیشتر این داستان در شب رخ می دهد.فضاهای وهم آور و تاریک و بسته ی فراوان زیادی دارد.اشارات زیادی به آیین های خاص مذهبی دارد و به طور کلی یک داستان شبح وار است.در عین حال ماجرایی در سطح عظیم درون لندن را روایت می کند.ماجرایی که یا مربوط به یک سلسله قتل های سیاسی می شود و یا مرتبط به قتل هایی زنجیره ای.این اطلاعات، جستجوی ما را به داستان هایی مانند “پای شیطان”، “حلقه ی سرخ” ، “انجمن مو سرخ ها” ، “درنده ی بسکرویل” ، “دره ی وحشت” و چندین داستان دیگر محدود می کند .در عین حال باید تاکید کرد این داستان به احتمال زیاد، تلفیقی از چندین داستان مختلف کانن دویل است به اضافه ی داستان پردازی های خاص موفات و گتیس در تکمیل آن.
به هر حال باید تا روز ۲۵ دسامبر و پخش اپیزود صبر کرد و پاسخ سوالات را در آن زمان گرفت.بعد از پخش اپیزود کریسمس شرلوک، منتظر نقد ما بر آن و همچنین بررسی ارجاعات مختلف به داستان های کلاسیک کانن دویل درون این اپیزود باشید.